یک پست کوتاه ، بی ربط و کمی تا قسمتی مسخره


خواب از چشمهایم فرار کرد بس که فکر کردم به وبلاگم. آخر گفتم نصفه شبی بیایم و بنویسم و خیال خودم را راحت کنم. اول اینکه من حرفی بیشتر از دو پست قبل ندارم که بنویسم. می خواهم از همه کسانی که برایم کامنت گذاشتند تشکر کنم. متاسفانه فرصت جواب دادن به همه کامنتها را ندارم و نکته تازه ای هم در آنها ندیدم که قبلا در نوشته های من یا دیگر دوستان به آن پرداخته نشده باشد.جواب کامنتهای نادر و رضا را در کامنت دانی پست قبل نوشته ام.
***
باید صبر کرد و دید.
***
من و مانا این روزها مشغول مهدکودک گردی هستیم. آیا دلتان می خواهد در دیده های ما شریک شوید یا ترجیح می دهید در رویاهای رنگارنگ باقی بمانید؟
***
من کشف کردم که گوگل ریدر وبلاگهای فیلتر شده را باز می کند! خودم تنهایی... یعنی نه اینکه خیلی کشف مهمی بود ولی جالب بود! حتما بیچاره خیلی قابلیتهای دیگری هم دارد ولی من هنوز کشف نکرده ام. در ضمن گوگل ریدر من همینطوری بیخود و بیجهت بعضی از وبلاگهای بلاگ فا را که باهاشان حال نمی کند آپدیت نمی کند! شما با این مشکل برخورد کرده اید؟

خانم شین

پ.ن. اگر موافق شنیدن هستید سوژه های جدیدم مهدکودکهای "الهه آفتاب" و " گلهای بهشت" هستند.

Popular posts from this blog

- ساکن آسانسور بلوک یک

◽️روز چهلم: لذت گمشده

◽️اگر جنگ خوب بود…