پرم از سایه برگی در آب



چیزهایی هست ، که نمی دانم.
می دانم، سبزه ای را بکنم خواهم مرد.
می روم بالا تا اوج، من پر از بال و پرم.
راه می بینم در ظلمت ، من پر از فانوسم.
من پر از نورم و شن
و پر از دار و درخت.
پرم از راه ، از پل، از رود، از موج.
پرم از سایه برگی در آب :
چه درونم تنهاست.

بخشی از شعر روشنی ،من، گل،آب / سهراب سپهری
پ.ن. متاسفانه کیفیت عکس خوب نیست. با دوربین فیلمبرداری گرفته ام
پ.ن. مامانی برای من نوشته است که برای من ایمیل زده است. من ایمیلی دریافت نکردم. دوباره بفرستید لطفا
پ.ن. جواب کامنتهای پست قبل را دادم. در ضمن برای کسانی که می خواهند از کار گوگل ریدر سر در بیاورند به این پست ساده و روان فرانکلین مراجعه کنید
پ.ن. اینجا تکرار می کنم کامنتم را برای مادر عزیزی که نگران توضیحات من در مورد مهدهای کودک بود : من بهرحال خواهم نوشت. برای خودم. شما می توانید نخوانید و به رویاهای رنگارنگتان ادامه بدهید. در ضمن چه کسی گفته است که مهدکودکهای تهران از شهرستان بهتر است؟ این توهم متاسفانه همه جا هست که همه چیزهای تهرانی ها از شهرستانی ها بهتر است. اینطور نیست. ممکن است واقعا مهد کودکی که شما در شهرستان استفاده می کنید از مهدکودکهای ما بهتر باشد. تهرانیها به سمت نوعی تجمل در خواسته ها رفته اند و من وظیفه خودم می بینم که مادرها را آگاه کنم. مخصوصا در مورد آموزشهایی که بچه های زیر 6 سال دریافت می کنند. البته خواسته های مادرها هم از مهدکودک متفاوت است ولی من به شخصه خوشحال می شوم اگر توصیف شما ، خواسته های شما و روایت شما را بشنوم.

Popular posts from this blog

- ساکن آسانسور بلوک یک

◽️روز چهلم: لذت گمشده

◽️اگر جنگ خوب بود…