بعضی چیزها هست که رسما بدون آنها زندگی ارزشش را ندارد. مثلا نسکافه صبحگاهی. همان که دو قاشق سرپر شکر تویش می ریزم. این روزها که به بهانه این رژیم مسخره جدیدی که گرفته ام حجم شکر نسکافه هایم را نصف کرده ام ، بعضی روزها که حال روحیم خراب است می دانم که این جواب نمی دهد. دوباره نسکافه ام را با دو قاشق شکر درست می کنم. عوضش از شیر خوردن صرفنظر می کنم. این روزها حال کی خراب نیست ؟ نه!

Popular posts from this blog

- ساکن آسانسور بلوک یک

◽️روز چهلم: لذت گمشده

◽️اگر جنگ خوب بود…