لطفا آرزوهایتان را برای خودتان نگه دارید
امروز برای اولین بار از دنیای وبلاگستان منزجر شدم. شاید عجیب باشد. شاید باید پیش از اینها عقم می گرفت از این همه نوشته های بی سر و ته . هیچ وقت دیر نیست. امروز واقعا بدحالم. از آرزوهای آلوده ای که در نوشته هایی می خوانم که نه مرا که بچه مرا هدف می گیرند. از آدمهایی که نشسته اند تا تمام زشتیهای دنیا را رنگ معمولی بزنند و به بی گناهان بفروشند. نه اینکه از راهم باز بمانم با این نوشته ها اما دست خودم نیست. عقم گرفت. از نگاههای نفرت انگیزی که به پنجره ام دوخته شده است. من فکر نمی کردم ... من فکر می کردم که با نوشته هایم خودم در معرض نقد شدن باشم نه بچه ام. اما آلودگی حد و مرزی ندارد.بگذریم... آنقدر بدحالم که کلید "پاک کردن این وبلاگ" به شدت وسوسه ام می کند امروز... بگذریم.
خانم شین
پ.ن. این مطلب
خانم شین
پ.ن. این مطلب