تهی شدن
در من نیروی عظیمی هست برای به فنا رفتن. برای بیهوده راه پیمودن. برای فکرهای درهم و برای لحظه هایی تهی. در من نیروی عظیمی هست برای ویران کردن خودم. برای گم کردن لحظه ها. برای زجر دادن خودم. در من نیروی عظیمی هست برای دیوانه کردن خودم. برای عذاب کشیدن. برای کلنجار رفتن با خودم. در من نیروی عظیمی هست... نه آنجا که باید باشد.خیالهایم را که کنار هم می چینم ، می ترساندم. نه . نه . این آنجایی نیست که باید. مثل قطعات یک پازل. یکی را می گذارم و یکی را برمی دارم. نشد. این ، اینجا نباید. بعد نگاه می کنم به دریای عظیمی که می رود در راه تهی شدن. دریایی که مرا به خود می خواند. از اینجا که ایستاده ام ، وسوسه پریدن از هر چیزی در دنیا قویتر است.
شین
Labels: دغدغه های ذهنی من

