به گودر فحش می دی؟

بعضی روزها از انگشتهای من کلمه می چکد. آنقدر که آماده نوشتنم. توی مغزم سوژه ها بالا و پایین می روند. بعد دلم می خواهد هی بنشینم و بنویسم. بعضی روزها عطش خواندن دارم. هی می نشینم و کتاب ورق می زنم. بعضی روزها – بیشتر روزها – گودریتم می آید. لپتاپم* – سلام مک مک!- به اینترنت خانه وصل نیست. یعنی مودم وایرلس نداریم. کابل اضافه هم نداریم. این است که پای لپتاپ که می نشینم خالص می نویسم. این گودر نازنین خر بیشعور که زیر دستم باز است یک خط در میان بهش سر می زنم و بعد یکهو متوجه می شوم که نیم ساعت است دارم اسکرول می کنم و یک خط هم ننوشته ام. یک چنین موجودی است این گودر!

* آیا پز می دهم؟ بله

Popular posts from this blog

- ساکن آسانسور بلوک یک

◽️روز چهلم: لذت گمشده

◽️اگر جنگ خوب بود…