◽️روز سی و نهم: No Uterus,No Opinion
به نظرم اگر همه مردهای جهان، جمله خشمگین ریچل در فرندز را سرلوحه زندگیشان قرار بدهند، نیمی از اختلافهای زن و مردها کاهش پیدا خواهد کرد.
بدن زن، در مقایسه با بدن مرد پیچیدهتر است و چرخه ماهانه هم یک نوسان هورمونی دائم به این بدن پیچیده اضافه میکند. این تازه وضعیت نرمال یک زن سالم است. داستانی طبیعی مثل حاملگی هم در همین بدن اتفاق میافتد که کلا یک ساز علیهده را در بدن زن را آغاز میکند.
اول بدن تشخیص تهاجم توسط عنصر خارجی میدهد و شروع میکند به دفاع از خودش، در نتیجهاش حال بد ماههای اول میآید و تهوع و ویار. بعد از ۲-۳ ماه بدن میپذیرد که این بچه است و باید حمایت و تغذیهاش کند و از آن طرف بام میافتد و هر چه وارد بدن مادر میشود دودستی تقدیم موجود تازه میکند، چنان سیلاب هورمونی در خون مادر راه میاندازد که چهره شاداب و صورت براق و حال خوب همراه خودش میآورد. با زایمان، بدن نامرد، بدون اینکه به مادر تازه گیج فرصت اندک حال خوب بدهد، جریان هورمون را قطع میکند، یک بچه شاکی از دنیا آمدن هم میدهد توی بغلش.
روزهای بعد از زایمان سختترین وقت برای زن است. سزارینیها که درد جراحی ۷ لایه وسط بدن همراهشان هست، آنها که طبیعی زایمان کردهاند، نوع دیگری درد دارند. در هر دو گروه شروع به شیردهی به نوزاد دردناک است و افت هورمونها چنان محسوس است که زن پرتاب میشود ته چاهی که بهش میگویند «افسردگی پس از زایمان» چرا خالق هستی تشخیصش این بوده که آن زن بدبخت بعد از پروسه زایمان و با سینههای دردناک و مغزی گیج احتیاج به این قوز بالا قوز هم داشته، بماند.
حالا اگر با ارفاق از ناترازیهای ایام حاملگی بگذریم و بگوییم حالا مگر هر زن چند بار قرار است این ماجرا را تحمل کند، میرسیم به شکنجه ماهانه پریود.
داستان این شکنجه ماهانه که به طور متوسط برای یک زن سالم نرمال ۳۵ تا ۴۰ سال طول میکشد، به این شکل است که بدن زن هر ماه یک تخمک آزاد میکند و رحم با آرزوی بارداری جداره خودش را ضخیم میکند که بستری برای تغذیه تخمک آزاد شده فراهم کند. دقت کنید - هر فاکینگ ماه - این بدن لعنتی برای حاملگی آماده میشود. آخر ماه که رحم میبیند خبری از بچه نیست «نازک آرای تن ساق گلی»* را که به جان کاشته و به جان آب داده، به برش میشکند و میفرستد بیرون.
این خونریزی ماهانه بین ۳ تا ۷ روز طول میکشد. شدت آن در زنهای مختلف متفاوت است. منتهای مراتب اصلا کم نیست. من بارها اظهار نظرهایی دیدهام که باعث شده به سواد گوینده مرد شک کنم. اینکه مثلا چرا برای یک شهر زلزلهزده اقلام بهداشتی و پد ارسال میشود که «واجب نیست» بعضیها هنوز فکر میکنند خونریزی پریود ارادی است و طرف میتواند کنترل کند یا حجمش در حد چند سی سی ناقابل است و ما زنها شور ماجرا را درآوردهایم.
در صورتی که دلم میخواست واقعا یک ماه به طور آزمایشی آن دسته از مردان که در فقدان رحم و دستگاه تناسلی زنانه در مورد این جریان حرف میزنند پریود میشدند تا ببینند که آن نوسان هورمونی و کمردرد و سردرد قبلش و نفخ و درد روده حیناش را میخواهند کجای دلشان بگذارند، حتی اگر از خود خونریزی بگذریم. آیا اصلا میتوانند در حالیکه خونریزی میکنند راه بروند؟ غذا درست کنند؟ بچه را از مدرسه بردارند و پشت میز کارشان بنشینند؟
در ایام پریود یک بمب ساعتی پر از سورپریزهای ناخوشایند درون زنهاست. نمیدانی قرار است از شدت خونریزی ضعف کنی یا اسپاسم عضلانی بگیری یا لباست لک شود یا سردرد مزمن بگیری… با این حال زنها از ابتدای بشریت با این لعنتی سالهای سال سر کردهاند و صدایشان هم در نیامده که البته درنیامدن صدایشان کار خوبی نبوده.
چون از یک طرف تریبون را داده دست یک عده شیرین عقل که بگویند پریود درد ندارد یا این اداهای زنهای امروزی است چون مادر یا خواهر من اینها را نداشت!** تو که این درد را داری یا از این درد حرف میزنی دنبال جلب توجه هستی. از طرف دیگر باعث شده دههها دیرتر از بیماریهای عمومی به این درد توجه و رسیدگی شود و هنوز هم علم پزشکی زنان بسیار عقبتر از سایر شاخههای علم پزشکی است. در واقع خودداری و صبر و تحمل زنان و مختل نکردن فعالیتهای روزمرهشان علیرغم این قشقرقی که در بدنشان برپاست باعث شده جهان، این مساله را به رسمیت نشناسد و جدی نگیرد.
بماند. برای همین در هر مکان و در هر زمانی که یک مرد در مورد تجربهای که به دلایل فیزیولوژیک در انحصار زنان است حرفی میزند با آن جمله طلایی ریچل، باید به جنگش رفت. معتقدم که اگر به زدن توی برجکهای این گروه مردها ادامه بدهیم بالاخره یک جا به نتیجه خواهیم رسید.
در ادامه از دوستان پزشک یا هر کسی که دانش بالاتری از من دارد به دلیل ایرادهای احتمالی متن عذرخواهی میکنم. مهندسی بیش نیستم، به بزرگواری خودتان ببخشید…
شیدا
۳۱ مرداد ۱۴۰۴
*اشاره به شعری از نیما یوشیج
*اکس عقیده داشت پریود باعث نماز نخواندن زنها نمیشود چون او ندیده که زنهای خانواده هیچوقت نماز نخوانند. من این را به خواهرش که گفتم باد توی غبغب انداخت که «ببین چه پسر ماه و چشم و گوش بستهای تحویلت دادیم» که آن موقع هنوز درسم به «خسته نباشی بزرگوار!» نرسیده بود که قطعا بهترین جواب به این فخر فروختن احمقانه بود.