Posts

Showing posts with the label فیلم و اینا دیگه

وقتی دلگیری و تنها

Image
بعد من حالم خیلی بد بود. بد می گویم بد می شنویید. بد خالص بود. قرار کنسرت داشتیم و چقدر دلم می خواست نروم. نمی شد. بچه را دو در کرده بودیم و قرار مدارمان هم با دوستان به جا بود. رفتیم و من دلم می خواست با آن همه آهنگهای شاد گریه کنم. با این که حرفه ای نیستم در این جریان و راستش خیلی نظری در مورد دستگاههای موسیقی و چه می دانم تلفیقی و غیر تلفیقی ندارم اما این یکی را واقعا دوست داشتم. توی همین گروه دختری بود که تنبک می زد. با یک حال خوبی تنبک می زد که دلم می خواست حالش را بدزدم. آنقدر سرخوش بود و آنقدر از ته دل می زد ... تا حالا اینقدر جذب نواختن تنبک نشده بودم. فلوت گروهشان را هم دوست داشتم و آن یکی که سازی می زد که بهش می گفتند " کاخن" که تا حالا ندیده بودم. خواننده ها چه صدایی خوبی داشتند و عجب کنسرت دل انگیز و لذت بخشی بود. دو روز دیگر تمدیدش کرده اند. اگر وقت داشتید و مثل من حال بدی هم داشتید! – یا برعکس اگر حال خوبی داشتید – از دست ندهید. " بی پولی " را هم دوست داشتم. شاید از بس از دست ایرج فیلم حرص خوردم بهش علاقمند شدم. یا از نقشی که برای لیلا حاتمی گذاشته بو...

"درباره الی" می شد که خوب باشد

Image
دچار عارضه ای شده ام که اگرچه کشنده نیست اما به نوبه خودش ناخوشاینده. اسم این عارضه هست " دوست نداشتن فیلمهایی که همه دوست دارند " این عارضه که در زمان دیدن " علی سنتوری " خفیف بود در " کنعان " به اوج خودش رسید. در " درباره الی " خفیفتر ظاهر شده اما رو به بهبود نیست! امروز " درباره الی " را دیدم. نیمه اول فیلم به نظرم واقعا خوب بود. هم شخصیتها خیلی خوب درآمده بود و صحنه ها جالب و طبیعی بود. اما بعد از گم شدن الی صحنه ها شروع کردند به کشدار شدن.بعد از اینکه سر و کله نامزد سابق پیدا شد دیگر من حوصله ام سر رفته بود. یک ساعت و نیم از فیلم می گذشت. به نظرم آخرش لوس بود. کما اینکه من نفهمیدم که جسدی که پیدا شده بود بالاخره الی بود یا نبود؟ شما فهمیدین؟ جان من دوستش داشتید این فیلم را؟ من بازیهای گلشیفته فراهانی و ترانه علیدوستی را دوست دارم. اما به نظرم در این فیلم به ترانه مجال داده نشده بود که خودش نشان بدهد.آن ترانه ای که من بازی کمی دور از دسترسش را دوست دارم در این فیلم نبود. البته شاید هم این مجال ندادن برای در ابهام نگه داشتن الی ...

کنعان تون که می گفتین این بود؟

Image
بالاخره رفتیم و کنعان را دیدیم. فکر می کنم آخرین نفرهایی هستیم در این شهر که به دیدن این فیلم رفته ایم. در نتیجه ، ندیده ، کلی داد و هوارهای حاشیه اش را شنیدیم. فیلم که تمام شد من و آقای الف یک نگاهی به هم کردیم و بعد من گفتم " این بود؟" این همه نوشته های قلمبه سلمبه از حرفهای نگفته و تعلیق و شخصیتها... به نظر من که کنعان هیچ چیز جالب توجهی نداشت. شخصیتهای فیلم که اصلا درست پرداخت نشده بودند. نه علت دیوانگی های مینا معلوم بود نه سکوت و مدارای مرتضی و نه آذر. علی هم که آش شلم شوربایی بود که معلوم نبود چرا مورد توجه همه قرار می گیرد. سناریوی ضعیف ... بازیهای متوسط ... صحنه های بی نمک، طولانی و کشدار و سوژه واقعا بی مزه ... کجایش تعلیق داشت سر جدتان؟ زن دیوانه یک مدت طولانی شوهرش را سر کار می گذارد که طلاق می خواهد. بی خود و بی جهت به این نتیجه می رسد که بماند. خودش را هم می بندد بیخ ریش شوهره چون حامله است. جان من یکی جواب مرا بدهد!؟ تعلیقی که می گفتید کجایش بود دقیقا؟! * این را هم بنویسم که سینما آزادی جدید را هم هیچ دوست نداشتم. عجب معماری یخی داشت. بیرونش را قبلا دیده بودم ...

* حس خوبی ندارم ... چشام همه اش به ساعته

Image
من فکر می کنم این که این همه سنتوری را دوست داشتم بیشتر به خاطر چاوشی بوده و صدایش. داستانی معمولی و تکراری که فقط دست مهرجویی بهش خورده بود. بازی رادان را هم دوست داشتم. بیشتر از آن چیزی بود که از رادان با بازیهای سوسولی قبلیش دیده بودم. گلشیفته و چهره کلاسیکش هم همیشه دوست داشتم. چقدر این دختر قشنگ است.اما حالا دو روز گذشته است و من هنوز برای علی سنتوری ناراحتم .نه به خاطر این قصه تکراری غم انگیز. به خاطر عشق است که هنوز آنقدر داغش در دل سنتوری تازه بود. متاسفانه من پایانهای خوش را دوست دارم. حالا هر چقدر هم که تصنعی که همه به هم بچسبند. چی می شد که دخترک آن مرد را رها می کرد و برمی گشت به عشق خودش. صحنه هایی که اتاق خواب و حمام را هم نشان می داد واقعا جالب بود و من فکر می کنم که اصولا چطور مهرجویی توقع داشته که این فیلم مجوز بگیرد؟ خیلی بیشتر از تحمل سینمای بوگندوی ما بود. حیف ... تیزر فیلم رو هم از آدرسهایی که اینجا می داد ، دانلود کردم *** گل صحرا را هم خواندم. واقعا داستانی باور نکردنی بود از زندگی یک دختر سومالیایی. دانستن این که در دنیا جاهایی وجود دارد که در قرن بیست و یکم ...