وقتی دلگیری و تنها
بعد من حالم خیلی بد بود. بد می گویم بد می شنویید. بد خالص بود. قرار کنسرت داشتیم و چقدر دلم می خواست نروم. نمی شد. بچه را دو در کرده بودیم و قرار مدارمان هم با دوستان به جا بود. رفتیم و من دلم می خواست با آن همه آهنگهای شاد گریه کنم. با این که حرفه ای نیستم در این جریان و راستش خیلی نظری در مورد دستگاههای موسیقی و چه می دانم تلفیقی و غیر تلفیقی ندارم اما این یکی را واقعا دوست داشتم. توی همین گروه دختری بود که تنبک می زد. با یک حال خوبی تنبک می زد که دلم می خواست حالش را بدزدم. آنقدر سرخوش بود و آنقدر از ته دل می زد ... تا حالا اینقدر جذب نواختن تنبک نشده بودم. فلوت گروهشان را هم دوست داشتم و آن یکی که سازی می زد که بهش می گفتند " کاخن" که تا حالا ندیده بودم. خواننده ها چه صدایی خوبی داشتند و عجب کنسرت دل انگیز و لذت بخشی بود. دو روز دیگر تمدیدش کرده اند. اگر وقت داشتید و مثل من حال بدی هم داشتید! – یا برعکس اگر حال خوبی داشتید – از دست ندهید. " بی پولی " را هم دوست داشتم. شاید از بس از دست ایرج فیلم حرص خوردم بهش علاقمند شدم. یا از نقشی که برای لیلا حاتمی گذاشته بو...