از تن نوشتن یا ...؟ - ادامه بحث
... و فکر کن که چه تنهاست
اگر که ماهی کوچک، دچار آبی دریای بیکران باشد*
خوب من بايد كمي روشنتر منظورم را بيان كنم.اول اينكه نكته نوشته من ، نوجوانها و خصوصا دختران نوجوان بود. من نمي دانم دخترهاي 15-16 ساله حالا در چه حال و هوايي هستند اما حال و هواي پدر و مادرهايشان را مي دانم و مي دانم كه آنها آموزشي بيش از آن چه ما گرفتيم ، دريافت نخواهند كرد. در جامعه ما اطلاعات جنسي ، منوط به داده هاي تصادفي است. ممكن است باشد و ممكن است نباشد.از طرف ديگر اين جامعه با حجم زياد اطلاعات وارده طرف است. اينترنت و ماهواره و فيلمهاي پورنويي كه به راحتي در دسترس همه هست. اما قبل از اينكه نوشته هايي نوشته شود كه "ترغيب" به رابطه جنسي در آنها باشد ، بايد ابتدا "رابطه جنسي" شناخته شود. شرايط يك رابطه جنسي سالم و به دور از آلودگي فيزيكي يا خطرات احتمالي بررسي شود - بگذريم از محدوديتهاي فرهنگي و مذهبي كه بحثش وقت و حوصله مجزايي مي طلبد - بنابراين ديدگاه من صرفا يك ديدگاه اجتماعي است. قبل از اينكه در مورد آزادي جنسي در اين جامعه صحبت كنيم بايد حقوق افراد ، مساله كورتاژ و مساله اطفال حرامزاده بررسي شود.
حرفم را با جمله انار عزيز اصلاح مي كنم. روابط جنسي آلوده نيست. آن چه آلوده اش مي كند سايه هاي ذهن ناآگاه و نتايج ناخواسته است. بنابراين قبل از اينكه ذهن ها آگاه شوند و بدانند كه چطور از نتايج ناخواسته جلوگيري كنند نوشته هاي ترغيب كننده چه اثري خواهند داشت؟
مي نويسم ترغيب كننده براي اينكه چند تايي از اين وبلاگها كه سر زدم و توصيفهايي خواندم كه بي نهايت زيبا و تحريك آميز بود. اما آيا رابطه جنسي - و آن طور كه در اين نوشته ها توصيف مي شد ، مي شود اين را به هر رابطه جنسي تصادفي تعميم داد - هميشه اينقدر ارضا كننده ،هوس انگيز و بي خطر است؟ متاسفانه نيست.
پیش از آن که در مورد رابطه جنسي پيش از ازدواج قضاوت كنم مي خواهم نظرم را به روشني در يك مورد بيان كنم. من با رابطه جنسي پيش از سن قانوني مخالفم. روابط جنسي زودهنگام بسيار خطر آفرين هستند. وقتي دو نفر مي خواهند رابطه برقرار كنند بايد به حدي از پختگي سني رسيده باشند كه دانسته و خواسته اين روش را انتخاب كنند. - چيزي كه من از مجراي ازدواج مي بينمش ، شايد كسي بتواند طور ديگر اين موضوع را براي خودش تعريف كند -
دوستي سوال كرده است كه شناخت از كجا بايد شروع شود. شناخت بايد از خانواده شروع شود. خانواده ها بايد آموزش صحيح جنسي را به بچه هاي نوجوانشان بدهند. خانواده ها همزمان با اين آموزش بار اعتقادي خود را هم منتقل مي كنند. ديگر مي ماند آن نوجوان و تصميمش و شرايط عقيدتي و تربيتي اش. اما قبل از اينكه اطلاعات درست و آموزش صحيح ببيند ، ترغيب كردنش مثل آتش زدن به انبار باروت است.
دختر نوجوان بايد بداند كه رابطه جنسي سالم چه شرايطي دارد. بايد بداند كه بيماريهاي جنسي چيست و چگونه منتقل مي شود. بگذريم از ساير اطلاعات تكميلي.
اليزه عزيز ، روابط جنسي براي نوجوانان آلودگي است. شايد من نتوانستم منظورم را در نوشته ام روشنتر بيان كنم. نوجواني سن برقراري رابطه جنسي نيست. همانطور كه پيش از اين نوشتم دو طرف برقرار كننده رابطه بايد دانسته ، با آگاهي كامل و با پذيرش مسئولين رفتار جنسي شان عمل كنند. من وبلاگ زني را مي خواندم كه در حاشيه اش نه توضيحي از سن نويسنده موجود بود و نه مطالبي كه حداقل بتواني از طريق آن به سن و شرايط نويسنده پي ببري. فقط ترغيب و تهييج و نوعي تقديس روابط رنگارنگ. من نمي خواهم اين زن را قضاوت كنم. من نمي خواهم بنويسم كه رابطه جنسي بد است. من فقط مي خواهم كه خواننده مطلب بداند كه اين فقط يك روي سكه است. روي ديگر اين سكه سنت و جامعه است.روي ديگر اين سكه جايي است كه همان دختر براي ازدواج ناچار به ترميم مي شود. روي ديگر سكه مطبهاي نيمه تاريكي است كه در روزهاي تعطيل دكترها يا ماماهاي بي تجربه كورتاژ را انجام مي دهند.
آيا شما تا به حال اين مطبها را ديده ايد؟ دختراني را كه رنگ پريده برگشته اند از اين مطبها ديده ايد؟ آيا مي دانيد كه كورتاژ در سنين پايين چقدر روي شانس بعدي براي بچه دار شدن اثر مي گذارد؟ بگذريم از اثرهاي روحي و روانيش. بهاي يك اشتباه نوجوانانه نبايد يك عمر سرگشتگي باشد. ما در اين جامعه زندگي مي كنيم.
خانمي متاهل از آشنايان ما با شرايط خانوادگي خوب - كه 2 بچه داشت - براي كورتاژ سومين بچه اش كلي رفت و آمد تا آخر يك دكتر زنان يك بيماري برايش نوشت تا بتواند به پشتوانه آن به طريقي سالم و در محيطي سالم كورتاژ را انجام دهد. با كلي آشنا تراشيدن. كلي پارتي بازي و البته با حمایت همسرش.حالا در اين موقعيت دختر جواني را بگذاريد كه نه پول دارد و نه مي تواند به حمايت خانواده تكيه كند و نه آگاهي كافي از چند و چون اين ماجرا دارد.
به نظر من تصاوير پورنو كه قدمتي پنجاه ساله دارد نمي تواند آنقدر موثر باشد كه نوشته هاي يك زن.تصاویر و فیلمها روح ندارند. ساختگی هستند. شاید محرک باشند اما اثرشان درونی نیست. مي نويسم براي اينكه من يك زن هستم. براي اينكه نوشته يك زن هميشه اثرش بر يك زن بيش از آن است كه يك عكس و يك فيلم حرفه اي. نوشته ها معمولي هستند. يعني يكي از همين كساني كه در كوچه مي بيني. یکی از همین کسانی که در کلاس تو درس می خواند مثلا.
از رابطه جنسي ات مي نويسي؟ بنويس. اما روشن. فكر كن كه وقتي مي نويسي شايد نوجواني كه دنبال اطلاعاتي از امور جنسي مي گردد بخواندش. بخواند كه رابطه جنسي چيزي جز لذت و خوشي نيست و خانمي كه هفته اي يك بار پارتنر جنسي اش را عوض مي كند كاملا در آرامش روحي رواني است. همه پارتنرهايش هم با او در نهايت ملايمت رفتار مي كنند و هيچ مشكلي هم وجود ندارد.
از رابطه جنسي ات مي نويسي؟ بنويس.اما درست.
اليزه عزيز ،كاش روايت زنانه با مردانه متفاوت باشد. من روايت متفاوتي نخواندم. روايتي كه شرايطي كه تو نوشته اي را داشته باشد. يعني شامل آموزش ، امنيت و پيشگيري باشد. اگر تو خوانده اي براي من هم بنويس. شايد با خواندن آن بهتر بتوانم قضاوت كنم .
مامان آرمان عزيز ، ما هنوز نمي دانيم كه اعضاي جنسي كودكمان را چه بايد بناميم. نمي دانيم كه اگر از كودكي با اين عضو مثل دست يا پا برخورد كنيم خيلي از مشكلات ما خود به خود حل خواهد شد. چرا نمي توانيم مثل همه اعضاي ديگر بدن ، اعضاي جنسي مان را بناميم و به كودكانمان آموزش دهيم؟ ما در جاي غلطي از فرهنگ غلطي ايستاده ايم.
نداي عزيز ، خانواده ها اطلاعات ندارند. ندارند. ندارند. من و امثال من كه داريم خودمان را به آب و آتش مي زنيم با اين اطلاعات در امر تربيت كودك تازه مواجه مي شويم. فكر مي كني چند درصد خانواده هاي ايراني به فرزندانشان آموزش جنسي صحيح مي دهند؟
با تشکر از شرکت متین همه دوستان. خوشحال مي شوم اگر روشنتر و بيشتر صحبت كنيم.
خانم شين
حرفم را با جمله انار عزيز اصلاح مي كنم. روابط جنسي آلوده نيست. آن چه آلوده اش مي كند سايه هاي ذهن ناآگاه و نتايج ناخواسته است. بنابراين قبل از اينكه ذهن ها آگاه شوند و بدانند كه چطور از نتايج ناخواسته جلوگيري كنند نوشته هاي ترغيب كننده چه اثري خواهند داشت؟
مي نويسم ترغيب كننده براي اينكه چند تايي از اين وبلاگها كه سر زدم و توصيفهايي خواندم كه بي نهايت زيبا و تحريك آميز بود. اما آيا رابطه جنسي - و آن طور كه در اين نوشته ها توصيف مي شد ، مي شود اين را به هر رابطه جنسي تصادفي تعميم داد - هميشه اينقدر ارضا كننده ،هوس انگيز و بي خطر است؟ متاسفانه نيست.
پیش از آن که در مورد رابطه جنسي پيش از ازدواج قضاوت كنم مي خواهم نظرم را به روشني در يك مورد بيان كنم. من با رابطه جنسي پيش از سن قانوني مخالفم. روابط جنسي زودهنگام بسيار خطر آفرين هستند. وقتي دو نفر مي خواهند رابطه برقرار كنند بايد به حدي از پختگي سني رسيده باشند كه دانسته و خواسته اين روش را انتخاب كنند. - چيزي كه من از مجراي ازدواج مي بينمش ، شايد كسي بتواند طور ديگر اين موضوع را براي خودش تعريف كند -
دوستي سوال كرده است كه شناخت از كجا بايد شروع شود. شناخت بايد از خانواده شروع شود. خانواده ها بايد آموزش صحيح جنسي را به بچه هاي نوجوانشان بدهند. خانواده ها همزمان با اين آموزش بار اعتقادي خود را هم منتقل مي كنند. ديگر مي ماند آن نوجوان و تصميمش و شرايط عقيدتي و تربيتي اش. اما قبل از اينكه اطلاعات درست و آموزش صحيح ببيند ، ترغيب كردنش مثل آتش زدن به انبار باروت است.
دختر نوجوان بايد بداند كه رابطه جنسي سالم چه شرايطي دارد. بايد بداند كه بيماريهاي جنسي چيست و چگونه منتقل مي شود. بگذريم از ساير اطلاعات تكميلي.
اليزه عزيز ، روابط جنسي براي نوجوانان آلودگي است. شايد من نتوانستم منظورم را در نوشته ام روشنتر بيان كنم. نوجواني سن برقراري رابطه جنسي نيست. همانطور كه پيش از اين نوشتم دو طرف برقرار كننده رابطه بايد دانسته ، با آگاهي كامل و با پذيرش مسئولين رفتار جنسي شان عمل كنند. من وبلاگ زني را مي خواندم كه در حاشيه اش نه توضيحي از سن نويسنده موجود بود و نه مطالبي كه حداقل بتواني از طريق آن به سن و شرايط نويسنده پي ببري. فقط ترغيب و تهييج و نوعي تقديس روابط رنگارنگ. من نمي خواهم اين زن را قضاوت كنم. من نمي خواهم بنويسم كه رابطه جنسي بد است. من فقط مي خواهم كه خواننده مطلب بداند كه اين فقط يك روي سكه است. روي ديگر اين سكه سنت و جامعه است.روي ديگر اين سكه جايي است كه همان دختر براي ازدواج ناچار به ترميم مي شود. روي ديگر سكه مطبهاي نيمه تاريكي است كه در روزهاي تعطيل دكترها يا ماماهاي بي تجربه كورتاژ را انجام مي دهند.
آيا شما تا به حال اين مطبها را ديده ايد؟ دختراني را كه رنگ پريده برگشته اند از اين مطبها ديده ايد؟ آيا مي دانيد كه كورتاژ در سنين پايين چقدر روي شانس بعدي براي بچه دار شدن اثر مي گذارد؟ بگذريم از اثرهاي روحي و روانيش. بهاي يك اشتباه نوجوانانه نبايد يك عمر سرگشتگي باشد. ما در اين جامعه زندگي مي كنيم.
خانمي متاهل از آشنايان ما با شرايط خانوادگي خوب - كه 2 بچه داشت - براي كورتاژ سومين بچه اش كلي رفت و آمد تا آخر يك دكتر زنان يك بيماري برايش نوشت تا بتواند به پشتوانه آن به طريقي سالم و در محيطي سالم كورتاژ را انجام دهد. با كلي آشنا تراشيدن. كلي پارتي بازي و البته با حمایت همسرش.حالا در اين موقعيت دختر جواني را بگذاريد كه نه پول دارد و نه مي تواند به حمايت خانواده تكيه كند و نه آگاهي كافي از چند و چون اين ماجرا دارد.
به نظر من تصاوير پورنو كه قدمتي پنجاه ساله دارد نمي تواند آنقدر موثر باشد كه نوشته هاي يك زن.تصاویر و فیلمها روح ندارند. ساختگی هستند. شاید محرک باشند اما اثرشان درونی نیست. مي نويسم براي اينكه من يك زن هستم. براي اينكه نوشته يك زن هميشه اثرش بر يك زن بيش از آن است كه يك عكس و يك فيلم حرفه اي. نوشته ها معمولي هستند. يعني يكي از همين كساني كه در كوچه مي بيني. یکی از همین کسانی که در کلاس تو درس می خواند مثلا.
از رابطه جنسي ات مي نويسي؟ بنويس. اما روشن. فكر كن كه وقتي مي نويسي شايد نوجواني كه دنبال اطلاعاتي از امور جنسي مي گردد بخواندش. بخواند كه رابطه جنسي چيزي جز لذت و خوشي نيست و خانمي كه هفته اي يك بار پارتنر جنسي اش را عوض مي كند كاملا در آرامش روحي رواني است. همه پارتنرهايش هم با او در نهايت ملايمت رفتار مي كنند و هيچ مشكلي هم وجود ندارد.
از رابطه جنسي ات مي نويسي؟ بنويس.اما درست.
اليزه عزيز ،كاش روايت زنانه با مردانه متفاوت باشد. من روايت متفاوتي نخواندم. روايتي كه شرايطي كه تو نوشته اي را داشته باشد. يعني شامل آموزش ، امنيت و پيشگيري باشد. اگر تو خوانده اي براي من هم بنويس. شايد با خواندن آن بهتر بتوانم قضاوت كنم .
مامان آرمان عزيز ، ما هنوز نمي دانيم كه اعضاي جنسي كودكمان را چه بايد بناميم. نمي دانيم كه اگر از كودكي با اين عضو مثل دست يا پا برخورد كنيم خيلي از مشكلات ما خود به خود حل خواهد شد. چرا نمي توانيم مثل همه اعضاي ديگر بدن ، اعضاي جنسي مان را بناميم و به كودكانمان آموزش دهيم؟ ما در جاي غلطي از فرهنگ غلطي ايستاده ايم.
نداي عزيز ، خانواده ها اطلاعات ندارند. ندارند. ندارند. من و امثال من كه داريم خودمان را به آب و آتش مي زنيم با اين اطلاعات در امر تربيت كودك تازه مواجه مي شويم. فكر مي كني چند درصد خانواده هاي ايراني به فرزندانشان آموزش جنسي صحيح مي دهند؟
با تشکر از شرکت متین همه دوستان. خوشحال مي شوم اگر روشنتر و بيشتر صحبت كنيم.
خانم شين
پ.ن. من این متن را دیشب نوشته ام. دوستی نوشته است که ما اطلاعات نداریم و نمی دانیم از کجا باید اطلاعات کسب کنیم. اگر از کلاسها و سایتهایی که در این زمینه هست بگذریم ... کتابی هست به نام " کلیدهای رشد سلامت جنسی در کودکان و نوجوانان" از سری کتابهای کلیدهای تربیت کودکان و نوجوانان که به روشنی و با بیان مثال توضیح می دهد که در هر سنی چه اطلاعات جنسی باید به بچه ها داده شود. کلاسی که من تازه شروع کرده ام به نام " رشد جنسی" که خانم موفقیان تدریس می کند موضوعش همین است. منتهی نظر من این است که اطلاعات کتاب کمی باید با جامعه ما هماهنگ شود. در مورد کلاسم هنوز نمی توانم قضاوت کنم چون جلسه اول فقط معارفه بود. بنابراین اگر اطلاعات نداریم ... برویم دنبالش و پیدا کنیم. اطلاعات هست
* سهراب سپهری