پیام ناشنیده برای صلح
اسم این زن جوزفینا پاسکالینو دی ماریو است که به نام پیپا بکا* معروف است. پیپا 33 ساله بود. پیپا به نام "صلح جهانی" با لباس یک عروس در حرکت بود.پیپا و دوستانش در گروهی به نام "عروسها در راه" به نام صلح از میلان به طرف اسرائیل در حرکت بودند. پیپا و دوستانش در استانبول از هم جدا شدند تا دوباره در بیروت به هم بپیوندند. این گروه به طریق "هیچ هایکینگ"** در حرکت بودند. پیپا با این حرکت سمبولیک می خواست نشان بدهد که به مهربانی مردم بومی هر کشوری اعتماد می کند. جسد برهنه پیپا را چند روز پیش در بیشه هایی نزدیک شهر گبزه*** در ترکیه پیدا کردند. پیپا مورد تجاوز واقع شده و کشته شده بود.ماریا خواهر پیپا در مورد قتل وحشتناک خواهرش چنین می گوید : "سفرهای او برای یک نمایش هنری و به منظور رساندن پیام صلح و اعتماد بود اما هر کسی سزاوار اعتماد نیست." - متن کامل خبر در سایت بی بی سی/ معرفی پیپا و اخبار مربوط به مرگش در سایت ویکی پدیا
***
قصد نداشتم که در مورد موضوع "از تن نوشتن" مطلبی اضافه کنم. اما از روزی که خبر قتل این زن را روی اخبار کانالهای ترکیه دیدم یک لحظه از ذهنم خارج نمی شود. فکر می کنم که مهره گمشده افکارم را این خبر به هم می پیوندد. چیزی که من می خواستم بنویسم و جایی دیگر زنی - تقریبا همسن من - قربانیش شده بود.بعد این کتاب را که روزهاست که روی میز کارم است باز کردم و تصادفا فصلی مرتب با موضوع رابطه جنسی را دیدم. چیزی که می خواستم بنویسم اما کلماتش را پیدا نمی کردم :
***
آمیزش جنسی انسان همواره بیش از مسائل جنسی صرف است. تا آن جا که این عمل به عنوان بیان فیزیکی چیزی ماورای مسائل جنسی است، بیان فیزیکی عشق.
تصاحب شخصیت انحصاری یک فرد مورد علاقه به طور قابل درکی موجب رابطه جنسی فقط با یک شخص می شود. در این صورت همبستر به هیچ عنوان قابل معاوضه و مبادله نیست. برعکس کسی که نمی تواند عشق بورزد به هرج و مرج جنسی کشیده خواهد شد. چون تنها رابطه جنسی که نهفته در عشق است می تواند ارزشمند و ارضا کننده باشد. کیفیت زندگی جنسی شخصی که در هرج و مرج جنسی غرق شده ضعیف خواهد بود. جای تعجب نیست که او سعی کند فقدان کیفیت را با کمیت جبران کند. این امر نیز به نوبه خود نیازمند تحریک بیشتر و شدیدتری است که برای شخص توسط تصاویر مستهجن پدید می آید.
از این مطلب مشخص می شود که ما به هیچ وجه حق نداریم پدیده های انبوهی همانند هرج و مرج جنسی و تصاویر مستهجن را ستایش نماییم و یا از آن ها به عنوان پدیده هایی مترقی و پیش رونده تلاقی کنیم. چنین پدیده هایی پس رونده و نشانه هایی از اختلال در بلوغ جنسی شخص هستند.
همچنین نباید فراموش کنیم که طرح افسانه ی"مسائل جنسی به خاطر لذت" به عنوان یک پدیده مترقی از جانب کسانی مطرح شده که به خوبی می دانند تجارت سودآوری در این موضوع نهفته است. آن چه مرا متحیر می کند این است که نسل جوان نه تنها این مساله را می پذیرد بلکه توان دیدن نفاقی را که در پشت آن نهفته است، ندارد.
تا زمانی که برای شغلی تقاضایی نباشد موفقیتی در پی نخواهد داشت. در فرهنگ موجود ما شاهد بحرانی هستیم که می توان آن را تورم مسائل جنسی نام نهاد. این مساله تنها در برابر یک زمینه جامع تر می تواند قابل فهم باشد، یعنی در خلا وجودی. در یک چنین خلا وجودی است که انرژی جنسی بیش از حد رشد می کند و همین رشد است که موجب تورم مسائل جنسی می شود. مانند سایر تورم ها، تورم مسائل جنسی نیز با یک ارزش زدایی همراه است. مسائل جنسی به همان اندازه که از انسانیت عاری می شود ، ارزش خود را از دست می دهد. بنابراین ما شاهد روندی هستیم که مسائل جنسی به عنوان بخشی از زندگی شخصی قلمداد نمی شود بلکه تنها منظور از آن لذت بردن است. چنین شخصیت زدایی مسائل جنسی ، نشانه ای از ناتوانی وجودی و ناتوانی جستجوی انسان برای یافتن معنی است.
- کتاب "فریاد ناشنیده برای معنی" / نوشته ویکتور فرانکل / ترجمه دکتر مصطفی تبریزی - علی علوی نیا / نشر فراروان / گزیده ای از فصلی به نام "غیر انسانی شدن مسائل جنسی"
***
آیا وقتی که رابطه جنسی مشخصاتی را که فرانکل ذکر می کند داشته باشد ، باز هم این جنایتها تکرار خواهد شد؟
خانم شین
پ.ن. عنوان نوشته ام از عنوان کتابی که در همین متن از آن نام برده ام برداشت شده است
*Pippa Bacca
متاسفم معادل فارسی برایش پیدا نکردم** hitch hiking
*** Gebze