کنعان تون که می گفتین این بود؟
بالاخره رفتیم و کنعان را دیدیم. فکر می کنم آخرین نفرهایی هستیم در این شهر که به دیدن این فیلم رفته ایم. در نتیجه ، ندیده ، کلی داد و هوارهای حاشیه اش را شنیدیم. فیلم که تمام شد من و آقای الف یک نگاهی به هم کردیم و بعد من گفتم " این بود؟" این همه نوشته های قلمبه سلمبه از حرفهای نگفته و تعلیق و شخصیتها... به نظر من که کنعان هیچ چیز جالب توجهی نداشت. شخصیتهای فیلم که اصلا درست پرداخت نشده بودند. نه علت دیوانگی های مینا معلوم بود نه سکوت و مدارای مرتضی و نه آذر. علی هم که آش شلم شوربایی بود که معلوم نبود چرا مورد توجه همه قرار می گیرد. سناریوی ضعیف ... بازیهای متوسط ... صحنه های بی نمک، طولانی و کشدار و سوژه واقعا بی مزه ... کجایش تعلیق داشت سر جدتان؟
زن دیوانه یک مدت طولانی شوهرش را سر کار می گذارد که طلاق می خواهد. بی خود و بی جهت به این نتیجه می رسد که بماند. خودش را هم می بندد بیخ ریش شوهره چون حامله است. جان من یکی جواب مرا بدهد!؟ تعلیقی که می گفتید کجایش بود دقیقا؟!
*
این را هم بنویسم که سینما آزادی جدید را هم هیچ دوست نداشتم. عجب معماری یخی داشت. بیرونش را قبلا دیده بودم و به نظرم بد نیامده بود اما این همه نقره ای در داخلش که با هیچ رنگ گرمی قاطی نشده بود اصلا به من نچسبید.
خانم شین