بی تو من کجا روم کجا روم*


من در مورد سیزن پنجم لاست و همین اپیزودهای اخیر نوشته ام. اگر هنوز وسطهای جریان لاستیدن هستید نوشته مرا نخوانید که کل جریان برایتان بی مزه نشود.
.

.

.

من از معلق شدن جزیره در زمان تعجب نکردم. شاید اینقدر در سایتهای تئوریهای لاست پرسه زده بودم که به نظرم عجیب نیامد. شاید هم اشاره هایی توی متن سریال بهش شده بود که من حالا فراموش کردم. به هر حال ایده جالبی بود. اما خوب یه سری سوتی داره. مثلا اینکه اگر این جا به جا شدن در زمان مختص آدمهایی که بعدا وارد جزیره شدن چرا شامل اون چند نفری که جزو همین گروه بودن ولی حالا با اون غریبه ها ( آدرز**) هستن نمی شه؟ مثل اون مهمانداره – سیندی – یا اون دو تا بچه ها؟

دیگه این که قطب نمایی که ریچارد به لاک داد رو یادتون اومد؟ یادتون هست که صحنه ای که سعید داشت با استفاده از یک کاسه آب و یه چیزهای دیگه ای قطب نما درست می کرد جان لاک از کنارش رد شد و همین قطب نما رو بهش داد؟

من توی یکی از سایتهای تئوریهای لاست خونده بودم که جان لاک توی زمان سفر کرده برای همین خیلی از جمله هاش خطاب به جک اینطوریه که:

This is not supposed to happen


Or


You are not supposed to do this

به هر حال به نظر میاد که قطب نما این ماجرا رو اثبات می کنه. نه؟ یعنی جان لاک کسیه که یه جورایی با شروع این ماجرا مرتبطه... اما اینکه چرا باید بمیره که اونا بتونن برگردن نمی دونم. این که چطور برگشتن اونا می تونه این جریان معلق شدن در زمان رو که به وسیله سکان انجام شده متوقف کنه ... اونم نمی دونم. اینکه چطوری بن می خواد سان رو راضی کنه به اومدن... نمی دونم.

به نظرم کیت و جک و هارلی و سعید ممکنه که بخوان بیان. چون چیزی ندارن که به خاطرش بخوان بمونن. به علاوه اگه بمونن چیزهایی که دارن رو از دست می دن. ولی سان هم پول داره و هم بچه داره و هم از بن متنفره و هیچ دلیلی نداره که برگرده.

راستی مردی که کنار سان خوابیده بود کی بود؟ به نظر شما هم اومد که شاید بن باشه؟ اگه بن باشه این تصویر به کدوم زمان تعلق داره؟

خیلی گیج کننده است. نه؟

*?
** others

پ.ن. مرتبط " لاستیدیم ، لاستیدنی"

Popular posts from this blog

روز بیست و ششم : به غول چراغ جادو بگویید

◽️اگر جنگ خوب بود…

معنای هشتم: پنجشنبه‌ها