همسایهها یاری کنید
دو هفته است که پروژه فوق شارت ما متوقف شده ... دو هفته است که من نمیدوم. بلکه آرامتر راه میروم. دو سه روز اول خوب بود. مثل خستگی در کردن وسط یک مسابقه دو. دیر میرفتم. زود برمیگشتم. کیف میکردم که دارم زود زود میروم دنبال سینا. حالا دلم تنگ شده. برای هیجان هر روزه. برای رفتن توی آن کارگاه پر سر و صدا.هر روز خدا چشمم دنبال نامه هاست که دوباره بگویند که پروژه شروع شده. بدو که برسی. بدو بدو بدو. خبری نیست. پروژه دیگری را شروع کردهایم پر از خطهای عمودی و افقی. از غلطهای ترسیمی خبری نیست. مهندس سازهاش وردست خودمان نشسته. همه چیز شسته رفته، تر و تمیز. اما چشم من دنبال آن خطهای گرد مسخره است که باید مدام طبقاتش را با هم چک میکردیم و آخرش هم جور نمیشد که نمیشد! دچار افسردگی بعد از زایمان شدهام! البته از آنجایی که پروژه قبل از تمام شدن متوقف شده شاید بشود اسمش را گذاشت یک جور سقط! سخت است.
*
امروز صبح خیلی دیر رفتم سرکار. به آقای الف زنگ زدم که امروز تو برو دنبال سینا من یک کمی کار کنم. آقای الف زنگ زد به پدرش و گفت من کار دارم.تو برو دنبال سینا که زن من یه کمی کار کند. بابای آقای الف زنگ زد به دختر کوچکش گفت من کار دارم. الف هم کار دارد. تو برو دنبال سینا که زن برادرت یک کمی کار کند. خواهر کوچک آقای الف رفت دنبال سینا. من یک کمی کار کردم. حالا بچه ام برنمی گردد خانه! زنگ که میزنم جیغ میزند که برو شب بیا! تابستان هم که شب نمیشود که!
*
به خودمان قول داده ایم که سر ناهار حرف از بچه ها نزنیم. همکاران بدون بچه مان آن طرف میز مینشینند. ما این طرف میز. ما هی حرف میزنیم از بچه ها و هی به خودمان غر میزنیم که حرف میزنیم از بچه ها. ما مامان هستیم.
*
پایه دو گرفتم!
*
امروز صبح خیلی دیر رفتم سرکار. به آقای الف زنگ زدم که امروز تو برو دنبال سینا من یک کمی کار کنم. آقای الف زنگ زد به پدرش و گفت من کار دارم.تو برو دنبال سینا که زن من یه کمی کار کند. بابای آقای الف زنگ زد به دختر کوچکش گفت من کار دارم. الف هم کار دارد. تو برو دنبال سینا که زن برادرت یک کمی کار کند. خواهر کوچک آقای الف رفت دنبال سینا. من یک کمی کار کردم. حالا بچه ام برنمی گردد خانه! زنگ که میزنم جیغ میزند که برو شب بیا! تابستان هم که شب نمیشود که!
*
به خودمان قول داده ایم که سر ناهار حرف از بچه ها نزنیم. همکاران بدون بچه مان آن طرف میز مینشینند. ما این طرف میز. ما هی حرف میزنیم از بچه ها و هی به خودمان غر میزنیم که حرف میزنیم از بچه ها. ما مامان هستیم.
*
پایه دو گرفتم!