سرفه هم کاریست لابد
سرفه میکنم. آنقدر که از جا بپرم، خفیف. بدم نمیآید. یادم میاندازد که خیلی سال است سرفه نکردهام. سرما خوردگیهایم فیش فیش و فین فینی بوده و بس. بعد تب کردهام و تمام شده. سرفه خیلی وقت بود سراغ من نیامده بود. حالا هی دو سه دقیقه یک بار مجبورم مکث کنم. وسط طراحی. وسط حرف زدن با کارفرما. وسط غیبتهای سر ناهار. وسط نوشتن. وسط غذا درست کردن. الف میگوید چرا شربت سرفه نمیخوری؟ اگر بهش بگویم از سرفه کردنم خوش خوشانم میشود، میفهمد که دیوانه شدهام.
*
نمی دانم تقصیر اعصاب من است که خانهمان این طور به هم ریخته است یا تقصیر خانه به هم ریختهمان است که اعصاب ندارم. اما هر جا را که مرتب میکنم انباشتگیها از یک جای دیگر میزند بیرون. دارم خفه میشوم. میخوام پنجره را باز کنم و همه چیز را بریزم بیرون. ماشینهای اسباب بازی. لگوها. روسریهای رنگی. ژاکت پارسالی و کاپشنهایم را. جا باز کنم برای نفس کشیدن.
*
جایی را میشناسید که بشود اسباب بازی دسته دوم هنوز قابل بازی را برد بهشان بخشید؟
*
الهام میگوید من خستهام. میگوید استراحت نکردهام امسال. مسافرتم خستهترم کرده. برای همین بی حوصلهام. تازه چه می گوید اگر بفهمد حوصله بچههای بقیه و حتی بچه خودم را ندارم و نمیفهمم که چرا مردم مثل من به خاطر صدای ویز ویز دستگاه بخور از خواب نمیپرند.
*
آسمان خاکستری، قهوهای تهران کلافهام کرده است. هر روز امیدوارم که آبی از یک جایی توی آسمان پیدایش شود آن وقت همشهری یک کاره تیتر زده : « هوای تهران آلوده تر میشود.» ای مرگ!
*
سرفه میکنم. سرفه میکنم. بهترین کاریست که الان از دستم بر میآید.
*
نمی دانم تقصیر اعصاب من است که خانهمان این طور به هم ریخته است یا تقصیر خانه به هم ریختهمان است که اعصاب ندارم. اما هر جا را که مرتب میکنم انباشتگیها از یک جای دیگر میزند بیرون. دارم خفه میشوم. میخوام پنجره را باز کنم و همه چیز را بریزم بیرون. ماشینهای اسباب بازی. لگوها. روسریهای رنگی. ژاکت پارسالی و کاپشنهایم را. جا باز کنم برای نفس کشیدن.
*
جایی را میشناسید که بشود اسباب بازی دسته دوم هنوز قابل بازی را برد بهشان بخشید؟
*
الهام میگوید من خستهام. میگوید استراحت نکردهام امسال. مسافرتم خستهترم کرده. برای همین بی حوصلهام. تازه چه می گوید اگر بفهمد حوصله بچههای بقیه و حتی بچه خودم را ندارم و نمیفهمم که چرا مردم مثل من به خاطر صدای ویز ویز دستگاه بخور از خواب نمیپرند.
*
آسمان خاکستری، قهوهای تهران کلافهام کرده است. هر روز امیدوارم که آبی از یک جایی توی آسمان پیدایش شود آن وقت همشهری یک کاره تیتر زده : « هوای تهران آلوده تر میشود.» ای مرگ!
*
سرفه میکنم. سرفه میکنم. بهترین کاریست که الان از دستم بر میآید.