در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی
بعضی اسمها انگار قصههای بیشتری دارند. شده که با شنیدنشان گوشهایم تیز
شده و دلم خواسته بروم قصه پشتشان را بدانم. منظورم این نیست که این
اسمها قشنگتر یا خوشایندتر هستند. منظورم این است که چیزی در معنی این
اسمهاست که توجه مرا جلب می کند. دلم میخواهد بدانم که والدینی که اسم
بچه شان را گذاشتهاند «فرود» چه فکری توی سرشان بوده. چه ماهیتی در فرود
دیدهاند که خواسته اند اسم بچه شان این باشد. یا مثلا « سپاس» یا «
آسمان» یا «نیایش» یا ...
فکر می کنم اسم خودم هم از اسمهای قصهدار است. البته قصه هم دارد.
قصهای که از وقتی که مادر من دختر بچهای بوده شروع میشود و شعری که در
کودکیهایش شنیده است. همینجوریها هم نبوده که یک روز بیدار شود و فکر کند
که اسم این بچه بشود شیدا و فکر نکند شاید به این همه سرگشتگی که این اسم
با خودش میآورد.
شده و دلم خواسته بروم قصه پشتشان را بدانم. منظورم این نیست که این
اسمها قشنگتر یا خوشایندتر هستند. منظورم این است که چیزی در معنی این
اسمهاست که توجه مرا جلب می کند. دلم میخواهد بدانم که والدینی که اسم
بچه شان را گذاشتهاند «فرود» چه فکری توی سرشان بوده. چه ماهیتی در فرود
دیدهاند که خواسته اند اسم بچه شان این باشد. یا مثلا « سپاس» یا «
آسمان» یا «نیایش» یا ...
فکر می کنم اسم خودم هم از اسمهای قصهدار است. البته قصه هم دارد.
قصهای که از وقتی که مادر من دختر بچهای بوده شروع میشود و شعری که در
کودکیهایش شنیده است. همینجوریها هم نبوده که یک روز بیدار شود و فکر کند
که اسم این بچه بشود شیدا و فکر نکند شاید به این همه سرگشتگی که این اسم
با خودش میآورد.