چه کسی اژدهای مرا خورد؟

پانزده سال از آخرین باری که این همه سیگار یک جا کشیده‌ام میگذرد. با موهایم که بوی سیگار می‌دهد و گلوی خشکم بیدار می‌شوم. در یک جور هنگ اور دودی غلت می‌زنم و به ساعت نگاه می‌کنم : 8 صبح. از جایم بلند می‌شوم. آخرین روز تعطیلات است.

از اتاق فرمان دستور آمده که در مورد «سی و خورده‌ای سالگی» و «اینکه امسال سال من است» و اینها ننویسم. تا دستور نیامده که از تعطیلات هم بکشم بیرون یک پست بنویسم و بروم رد کارم. منتها الان نوشتنم نمی‌آید. این پست جهت شرط بندی دیروز نوشته شده و هیچ ارزش دیگری ندارد!

Popular posts from this blog

◽️روز شانزدهم: اکسپکتو پاترونوم*

- ساکن آسانسور بلوک یک

- یخچال گریان من