◽️روز بیست و چهارم: قدرت کلام مکتوب به مثابه حکم قطعی

وقتی آدمها به من قضاوتها و برخوردهای مقاطع مختلف زندگی‌ام را که مربوط به سالها پیش است، یادآوری می‌کنند جواب می‌دهم بله. من این حرف را زده‌ام. این برخورد را کرده‌ام. ولی من هم مثل شما، مثل همه تغییر می‌کنم در طول سالیان. منتها چون این همه سال هم شجاعت نوشتن داشته‌ام و هم شجاعت حفظ آن چیزی که نوشته‌ام، بهرحال این مسیر جلوی چشم است. 


اتفاقا برای خود من، مشاهده این مسیر بیست و اندی ساله مایه مباهات است و نه ناراحتی. چون به وضوح رشد را در آن تشخیص می‌دهم و برایم مهم این است که اتفاقا در هر مقطع زمانی از دغدغه واقعی همان زمان نوشته‌ام و از قضاوتها نترسیده‌ام. 


حتی حالا هم واقعا گریز  از اینها به آسانی بستن صفحه یا حتی آرشیو وبلاگ قدیمی است.  اما راستش همانطور که به پاک کردن اسم و تصویر آدمها از زندگی‌ام اعتقادی ندارم به حذف این گذشته نوشتاری هم معتقد نیستم. 


من هم گاهی چیزهایی را از زندگی‌ام پاک کرده‌ام ولی بیشتر ماهیت فیزیکی داشته‌اند برایم و عموما هم به طور مستقیم مربوط به گذشته دور خودم نبودند. همه هدیه‌هایی که از کسی گرفتم که قلبم را با توپ فوتبال اشتباه گرفته بود، از زندگی‌ام حذف کردم. البته که هنوز یادش می‌افتم گاهی ولی این یادآوری حداقل هر روزه و کنار بساط دوست داشتنی گوشواره‌هایم نیست مثلا.


یا راستش تمام نامه‌های عاشقانه قدیمی بین من و اکس را پاره کرده‌ام و دور ریخته‌ام. چون تحمل نگه داشتن چیزی که به این وضوح بر «داستانی که نباید شروع می‌شد» تاکید دارد ندارم. ترجیح می‌دهم یادم برود که دقیقا چی نوشته‌ام. یادم هم رفته راستش. حالا می‌توانم فرض کنم هرگز به اندازه نوشتن نامه‌ای عاشقانه، احمق نبوده‌ام. - که بوده‌ام البته.- 


مجسمه‌ها یا اشیایی را پرتاب کرده و به خرد شدنشان با لذت نگاه کرده‌ام. چون چیزی بوده که وصل می‌شده به خاطره‌ای، حسی ناخوشایند… 


اما همه اینها را برای راحت و آزاد کردن زیست روزمره‌ام انجام داده‌ام نه برای انکار خودم. 


اینکه من زمانی چی فکر می‌کردم و چرا حالا اینطوری فکر نمی‌کنم برای من چیز آزاردهنده‌ای نیست. به هرکس هم یادآوری کند می‌گویم از کجا می‌دانی؟ شاید خودت هم همینطور فکر می‌کردی ولی جرات نوشتنش را نداشتی و تمام. 


بله آدمیزاد بزرگ می‌شود. چه خوب است که افکارش هم با خودش بزرگ شود و جا بیفتد. نوشتن برای من مسیر رشد بوده همیشه و همینطور خواهد ماند. آدمیزاد مسیر رشدش را نه پاک می‌کند و نه ندید می‌گیرد. همین.


شیدا

۱۸ مرداد۱۴۰۴ 

Popular posts from this blog

روز بیست و ششم : به غول چراغ جادو بگویید

◽️اگر جنگ خوب بود…

معنای هشتم: پنجشنبه‌ها