خوشگلا باید برقصن

او زنی بود خوشحال،
مو درست می کرد.
مانیکور می کرد.
برای همه آشناها کارت کریسمس می فرستاد.
*
او زنی بود خوشبخت،
فسنجان می پخت.
زمین را تی می کشید.
جوشانده بابونه درست می کرد.
*
او زنی بود حساس،
تمام سریالها را از حفظ بود.
بوی پیاز اشکش را در می آورد.
روز تولد همه بچه های دنیا را یادش بود.
*
او زنی بود کامل
یک روز که از خواب بیدار شد
ماشین لباس شویی او را خورد!