اگرنامه



یعنی بعضی شبها باید تا صبح بنشینی و چرت و پرت بگویی. امشب از آن شبها بود. بچه ها اگر می خوابیدند. می شد که بنشینم تا صبح. نادر اگر کله سحر فوتبال نداشت. آقای الف اگر سر صبح نمی خواست برود بیرون. سولماز اگر خوابش نمی آمد. مانا اگر دیشب دخترش تا صبح جیغ نزده بود. شکیبا اگر نادر کله سحر فوتبال نداشت. رامین اگر سولماز خوابش نمی آمد. منوچهر اگر دیشب دخترش تا صبح جیغ نزده بود و من اگر آقای الف سر صبح نمی خواست برود بیرون. می شد که بنشینیم تا صبح و ته تارت میوه را در بیاوریم و دم دمای صبح برویم کله پاچه بگیریم و بزنیم به بدن. به یاد روزهای جوانی. اگر می شد...پ.ن. طفلکی منوچهر بی وبلاگ!
پ.ن. بچه ها ببخشید بی اجازه عکسهای دسته جمعی را آپلود کردم.