عاشقانه ای برای کمربند ایمنی ماشینم

حواسم نبود بهش. حواسم نبود که چقدر مهربان است. چقدر بی سر و صدا گوشه زندگیم ایستاده و مدام مراقب من است. حواسم نبود که تنها کسی است که تا ببیند تند می روم زود دستهایش را حلقه می کند دورم که بلایی سرم نیاید. حواسم بهش نبود که هر روز صبح کنارم است و همه راه همراهم می آید. حواسم نبود که جا می گذارمش و می روم پی زندگی و باز که برمی گردم همانجا است و باز دستهایش و باز امنیت.

Popular posts from this blog

◽️روز شانزدهم: اکسپکتو پاترونوم*

- ساکن آسانسور بلوک یک

- یخچال گریان من