جواب به سوالها تا بعدا شاید الهاماتی بشه و بشینم یه پست بنویسم

دوستی به نام پگاه در نظرات پست قبل سوالی مطرح کرد که جوابش طولانی است و از آنجایی که سوال چند تایی از دوستان هست ، می خواهم مفصل برایش بنویسم:

در مورد سر کار رفتن و نرفتن، همانطور که بارها نوشته ام ، من نمی توانم که به شما بگویم که سر کار بروید یا نروید. بنابراین صرفا سوال شما را در مورد کودک 8 ماهه جواب می دهم. انتخاب اینکه سر کار بروید یا نروید یا چند ساعت بروید ، در نهایت با شماست.

نوزاد پیش از 6 ماهگی خود را با مادر یکی می داند، وجود خودش را بسته به وجود مادر می داند و در واقع فکر می کند که مادر ، بخشی از وجود اوست. در حدود 6 ماهگی متوجه می شود که مادر موجودی مستقل است و خودش هم موجودی مستقل است. آغاز این درک ، باعث می شود که نوزاد به شدت احساس ضعف کند. در همین سن است که غریبی کردن بچه ها آغاز می شود و این همان سنی است که باید نوزاد به کمترین میزان از مادرش دور بماند. این مرحله که آغاز اضطراب جدایی در بچه هاست ، تا حدود 18 ماهگی کودک طول می کشد.

بنابراین در یک سال اول زندگی باید تنها گذاشتن بچه ، به حداقل میزان ممکن باشد. در زمانهایی که بچه را تنها می گذارید ، حتما با بچه خداحافظی کنید و به او توضیح بدهید که برای چه مدتی می روید و اینکه برمی گردید. - این دقیقا برعکس روش کلاسیکی است که مادران ما بلدند که حواس بچه را پرت می کنند و یک دفعه از جلوی چشمش غیب می شوند - در واقع من به هیچ کس اجازه نمی دهم که بدون توجه دادن از دایره دید بچه ام خارج شود. این توجه دادن این احساس امنیت را در پی می آورد که" آدمها بدون اینکه من بدانم غیب و ظاهر نمی شوند."

از این مرحله تا سه سالگی کودک نباید حتی یک شب از خانواده اش دور بماند. یعنی می شود که در ساعاتی از روز کنار آنها نباشد ولی حتما باید شب به کانون خانواده برگردد.

مامان فراز عزیزم، تنبیه در تربیت کودک لازم و ضروریست اما نه هر تنبیهی، در مورد روش تنبیه انسان گرا سوال کرده ای، من به طور خلاصه در این مورد توضیح می دهم و برای درک بهتر به همان کتابها باید رجوع کنی:

همه مادرها گاهی از لجبازی بچه ها، خسته می شوند. به هیچ روشی نمی شود از این خستگی فرار کرد و تقریبا گریبانگیر همه مادرها هم می شود. اما روش انسانگرا می گوید که به هیچ عنوان بچه را طرد نکنید. گفتن اینکه برو توی اتاقت به نوعی حبس کردن و طرد کردن بچه است. بنابراین روش تنبیهی که مجاز است به این شکل است که کودک به طور بسیار محدود در برابر کارهای اشتباهش واکنش احساسی ناخوشایند از والدش دریافت می کند. به شکل اخم کردن یا عدم تایید. بلافاصله بعد از این احساس ناخوشایند باید یک پیام محبت به کودک داده شود تا احساس ناخوشایند قطع شود. بگذارید با مثال توضیح بدهم :

بچه شما سر کشوی پدرش رفته و یکی دو تا از مدارک مهم را پاره کرده است. خودتان را همتراز کودک کنید و به او بگویید:
- درست نیست که کسی بی اجازه به وسایل بقیه دست بزند. از اینکه این کار را کردی ناراحت شدم.
بعد چند دقیقه با احساس ناخوشایند به چشمانش نگاه کنید. بلافاصله بعد از این جریان او را در آغوش بگیرید و تمام.

در بعضی مواقع می توانید از کودک برای درست کردن خرابکاریی که بار آورده کمک بگیرید. مثلا اگر شیر را روی زمین ریخته یا اتاقی را ، باید بخواهید که برای تمیز کردنش به شما کمک کند.

برای درک بهتر این موضوع به کتاب " یک دقیقه با فرزندم" رجوع کنید.این کتاب مقوله تشویق و تنبیه را به خوبی شرح می دهد. در کتاب " به بچه ها گفتن از بچه ها شنیدن" هم فصلهایی در این مورد وجود دارد. در هوش عاطفی قسمت دوم هم توضیحات بیشتری در این مورد وجود دارد

مریم عزیز فکر می کنم شما هم تا حدودی جواب سوالت را گرفته باشی. در ضمن از آنجایی که این همایش تازه شروع شده است و تا آخر سال ادامه دارد، قطعا در طول سال به طور مفصل به موضوع تنبیه و تشویق پرداخته خواهد شد و من هم به موقعش برایتان خواهم نوشت.

برای پرپری و بقیه دوستانی که دنبال لینک مطالب قبلی می گردند، این هم لینک نوشته ها و شاید بعدا این کنار هم اضافه کنم:

هوش متعادل : هوش جسمی - هوش معنوی - هوش عاطفی (1)- هوش عاطفی (2) - هوش شناختی (1) - هوش شناختی (2) - هوش اقتصادی(1)- هوش اقتصادی(2) - هوش خلاق - هوش جنسی - هوش اجتماعی


تولدم هم 27 خرداد مبارک است! امیدوارم جواب همه سوالها را داده باشم.


خانم شین پاسخگو*

* کپی رایت شمسی خانوم

Popular posts from this blog

روز بیست و ششم : به غول چراغ جادو بگویید

◽️اگر جنگ خوب بود…

معنای هشتم: پنجشنبه‌ها